پاسخ به شبهات

هدف از تاسیس این وبلاگ پاسخگویی به شبهات اعتقادی و فرهنگی و سیاسی است که در سطح فضای مجازی ترویج داده می شود

پاسخ به شبهات

هدف از تاسیس این وبلاگ پاسخگویی به شبهات اعتقادی و فرهنگی و سیاسی است که در سطح فضای مجازی ترویج داده می شود

رهبر انقلاب در دیدار با طلاب و روحانیون: بازار شبهات رواج دارد؛ هم فضای مجازی کمک می‌کند و هم انگیزه‌ی سیاسی برای ترویج آن وجود دارد/ اینها مواجهه لازم دارد. برای جهاد لازم نیست فقط شمشیر برداریم؛ این بزرگترین جهاد است؛ برای این جهاد خود را آماده کنید. 25/2/1395

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمهوری اسلامی ایران» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

«میدل ایست اکونومیک دایجست» در هفتم تیر ۱۳۷۸ نوشته بود:«بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه کار و اصلاح گرایان خواهد بود.اصلاح طلبان یک تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه کار را از میدان مبارزه خارج نمایند.»


دشمنان انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، ترفندهای مختلفی را برای تغییر ساختار یا رفتار جمهوری اسلامی در دستورکار خود داشته اند، که از اقدامات تجزیه طلبانه گروهک کومله در بهمن ۵۷ تا سناریوی تحریم فعال انتخابات ۱۲ اسفند۱۳۹۰ را می‌توان در فهرست اقدامات ناکام ایشان علیه جمهوری اسلامی قرار داد که همگی به لطف عنایت حضرت حق و هدایت رهبری و بصیرت ملت مهار و منکوب گردیده‌اند.

در این بین حادثه ۱۸ تیرکوی دانشگاه تهران مدلی به ظاهر بدیع بود که مبتنی بر طرحریزی پیچیده ای در دستورکار فتنه گران قرار گرفته بود. اقدامی که در مراحل ابتدای شکل گیری کمتر قابل پیش بینی بود که به آشوبی طرحریزی شده در پایتخت تبدیل شود.

حرکت در ظاهر خیلی ساده و به بهانه تعطیلی روزنامه سلام شروع شد، اما هماهنگی روزنامه‌های پنجشنبه ۱۷ تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله های خود به عواقب غیرقابل پیش بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام ، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چرا که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت ۱۰ شب چهارشنبه اعلام گردید و آن زمانی بود که اکثر روزنامه می‌بایست با انجام مراحل نهایی ، صفحات روزنامه‌ها را به چاپخانه می‌فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند. روز پنجشنبه ۱۷ تیر، قریب به ده روزنامه زنجیره ای با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی » و «پایان سیاست ورزی »، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند.

این غائله در حالی رقم خورد که رسانه های غربی از هفته ها قبل آتش تهیه خود را ریخته بودند. نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست» در هفتم تیر نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه کار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یک تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه کار را از میدان مبارزه خارج نمایند.» اما این نوع اظهارات تا قبل از آغاز فتنه در کوی دانشگاه به دقت فهم نمی‌شد.

با ورود جریان دانشجویی فتنه به میدان و به تدریج نفوذ ضدانقلاب در صفوف ایشان، غائله از محدوده اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام به سمت یک شورش و بلوا و تا توهین به آرمان‌ها و مقدسات نظام اسلامی ملت پیش رفت و اینجا بود که صبر ملت به سرآمد و با حضور تمام عیار در صحنه، "پروژه تابستان داغ" در ۲۳ تیر ۸۸ ناکام گردید.

فتنه ۷۸ زوایای پیدا و پنهان بسیاری داشت که حداقل به سه نکته آن می‌توان چنین اشاره نمود:

۱- اولین ملاحظه توجه به اصل اساسی دشمنی دائم و مستمر استکبار جهانی و ایادی آن با نظام اسلامی است که برای لحظه‌ای از دشمنی با ملت ایران دست برنداشته و از تمامی حربه‌ها بهره برداری می‌کنند. در مقابله با این راهبرد دشمن است که باید برای لحظه ای نیز از دشمن نباید غافل بود.

۲- نکته دیگر آنکه معمولا فتنه‌گری از جایی و توسط کسانی آغاز می‌شود که در نگاه اول احتمال آن نمی‌رود. شاید آن روز نیز کمتر قابل قبول بود که دانشگاه به عنوان نماد عقلانیت، محمل شکل گیری فتنه باشد و بخشی از جریان دانشجویی این چنین بازیچه دشمنان و فتنه گران قرار گیرد!

۳- طرحریزی فتنه گری مبتنی بر نقش آفرینی بخشی از افراد در درون سیستم و نظام سیاسی نیز ملاحظه دیگری است که نمی‌توان از کنار آن به سادگی گذشت. این افراد که در وزارت علوم، وزارت کشور و دیگر دستگاههای اجرایی و حتی امنیتی نیز حضور داشتند، با حمایت‌های آشکار و پنهان خود آتش بیار معرکه شده و با کارشکنی و اقدامات خیانت بار مانع از مهار سریع فتنه شدند.

فتنه سال ۷۸ آخرین اقدام برای براندازی نظام اسلامی نبود و فتنه‌ای دیگر، ده سال بعد با ظاهری متفاوت به بهانه انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۸۸ شکل گرفت و بار دیگر هزینه هایی را برای نظام و ملت ایران به همراه داشت. اما در این میان نکته اساسی آن است که فتنه ۸۸ نیز آخرین آن نخواهد بود و دشمن همواره مترصد فرصتی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و خلق فتنه ای دیگر است!

درک شرایط پیش رو و تلاش برای مهار و بستن سرمنشاء فتنه،‌ ضرورتی است که جامعه امروز ایران اسلامی که در مسیر شکوفایی و دهه پیشرفت و عدالت قرار دارد، بدان بیش از پیش نیازمند است و این جز از طریق افزایش بصیرت ملت و هوشیاری مسئولین ذی ربط حاصل نخواهد شد.(منبع: سایت بصیرت، اکبر ادراکی، ۱۸ تیر ۱۳۹۵)

  • محمد مهدی دزفولیان
  • ۰
  • ۰
چرا ایران به حزب‌الله لبنان و گروه‌های فلسطینی کمک می‌کند؟ چرا باید جوانان ایران در عراق و سوریه به شهادت برسند؟ آیا با پول‌هایی که جمهوری اسلامی ایران در لبنان، سوریه و عراق هزینه می‌کند، نمی‌توان بخشی از مشکلات معیشتی مردم را حل کرد و برای جوانان شغل ایجاد کرد؟ مگر از قدیم نگفته‌اند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

13587_193.jpgکمک‌های جمهوری اسلامی ایران به مقاومت و حضور مستشاری در کشورهای منطقه،علاوه بر انجام یک تکلیف اسلامی و انقلابی در راستای کمک به ملت‌های مظلوم و کسانی که با نظام سلطه مبارزه می‌کنند،اقدامی هوشمندانه با یک سهم بسیار بالا و تعیین‌کننده،در تأمین امنیت ملی است.
گزاره‌ها و سؤالات بالا، نمونه‌ها و بخشی از موضوعاتی است که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای و در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به صورت مستمر مطرح می‌شود. مخاطبان این مطالب، سه گروه هستند: ۱ـ کسانی که منطق و دلایل کمک کردن‌های جمهوری اسلامی ایران به مقاومت و حضور مستشاری آن در کشورهایی چون سوریه و عراق را می‌دانند و با این موضوع برخوردی عقلانی و دینی دارند؛ ۲ـ کسانی که چنین شناخت و نگاهی ندارند و ۳ـ کسانی که مطالب را خوب می‌دانند، ولکن با موضوع برخورد سیاسی داشته و از دریچه منافع حزبی و جناحی با آن برخورد می‌کنند. گروه دوم عمدتاً به دلیل نداشتن شناخت، تحت‌تأثیر القائات قرار گرفته و منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال مقاومت و مسائل منطقه می‌شوند و بر این اساس، به باز نشر این سؤالات در جامعه می‌پردازند. برخی از این افراد در شرایط مقتضی، به‌مثابه پیاده‌نظام گروه سوم، مانند روز قدس سال ۸۸، در کف خیابان اقدام به سر دادن شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» می‌کنند. حرف اصلی منتقدان این است که چرا باید از جیب ملت ایران در حالی که خود مردم ان نیازمند هستند، برای کشورهای دیگر از جمله لبنان، فلسطین، سوریه و عراق خرج شود؟
در گذشته برخی از اصلاح‌طلبان در دامن زدن به چنین ذهنیتی به صورت آشکار نقش ایفا کردند. یادم هست که در دولت دوم اصلاحات، در دانشگاه تربیت مدرس جمعی از اصلاح‌طلبان، همایشی بر پا کردند با نام «فلسطین و نگاه ایرانی. در این همایش که افرادی در سطح مشاوران رئیس‌جمهور هم شرکت کرده بودند، اصل حرف این بود که جمهوری اسلامی ایران از اول انقلاب تا به حال، به موضوع فلسطین نگاه ایدئولوژیک داشته و این نگاه با منافع ملی در تعارض است. در واقع، برپاکنندگان آن همایش که اصلاح‌طلبان بودند، می‌گفتند باید به فلسطین با نگاه ایرانی و از دریچه منافع ملی نگاه کنیم. شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» خروجی همین نگاه در فتنه‌ سال ۸۸ بود.
اکنون هم طرفداران این نگاه، به نوعی فعال هستند. چندی پیش یکی از مشاوران رئیس‌جمهور گفته بود با توجه به کاهش درآمدهای دولت، بهتر است سطح فعالیت‌های مستشاری ایران در منطقه کاهش یابد. مبنای این نگاه؛ همان است که می‌گویند، کمک‌های جمهوری اسلامی ایران به مقاومت جنبه ایدئولوژیکی دارد. با این مبنا، گفته می‌شود وقتی ما خودمان مشکل داریم، چرا باید پول اندک‌مان را در دیگر جاها خرج کنیم؟ آیا تمام واقعیت‌ این است که می‌گویند؟ خیر؛ واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر آنکه با نگاه انسانی، دینی و اعتقادی و بر حکم وظیفه شرعی به مقاومت و ملت‌های مظلوم فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و… کمک می‌کند، اما این کمک‌ها و تقویت مقاومت، اقدامی هوشمندانه و حکیمانه، در راستای تأمین منافع ملی و درصدر این منافع، امنیت ملی است. به عبارت صریح‌تر، امنیت امروز کشور، ثبات و آرامش ملت ایران که در منطقه پر آشوب بی‌نظیر است، در پرتو همین کمک‌ها و مجموعه‌ اقدامات دیگر حاصل شده است. اگر کسانی که شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند، حقیقتاً صادق بودند، امروز باید پیشگام حضور در سوریه و عراق برای دفاع از مرزهای ایران و امنیت کشور باشند. برای فهم و درک این موضوع، ذکر دو نکته لازم است:
نکته اول: سهم مقاومت در قدرت بازدارندگی نظامی ایران؛ تمامی کارشناسان می‌دانند علت عدم حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر به ایران، قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران در سطح بازدارندگی بوده است و تمامی کارشناسان طرفدار این نگاه، سهم مقاومت و به‌ویژه حزب‌الله لبنان در تولید چنین قدرتی برای جمهوری اسلامی ایران را، یک سهم بالا می‌دانند. اگر بخواهیم میزان این سهم را بدانیم، تأمل در موارد زیر کفایت می‌کند:
الف ـ حمله رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ میلادی به حزب‌الله لبنان، مقدمه‌ای بود برای حمله این رژیم به جمهوری اسلامی، اما شکست صهیونیست‌ها در جنگ ۳۳ روزه، آنان را به این جمع‌بندی رساند که هرگز نباید موجودیت خود را با حمله نظامی به ایران، به خطر اندازند.
ب‌ـ در خلال مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا، باراک اوباما در توجیه دلایل توافق با جمهوری اسلامی در موضوع هسته‌ای و استفاده نکردن از گزینه نظامی علیه ایران، به منتقدان داخلی خود گفت، اگر ما به ایران حمله نظامی می‌کردیم، حزب‌الله لبنان امنیت تل‌آویو را به خطر می‌انداخت. این سخن بسیار روشن است و نشان می‌دهد که سهم حزب‌الله لبنان در تولید قدرت در سطح بازدارندگی برای جمهوری اسلامی ایران، یک سهم بالا و تعیین‌کننده است.
نکته دوم: جنگ با تروریست‌ها در عراق و شام، یعنی درگیر شدن با دشمن در دوردست‌ها؛ این یک واقعیت است که اساس شکل دادن به این گروه‌های تروریستی از سوی شبکه استکبار و شبکه صهیونیسم به همراه متحدان منطقه‌ای خود، برای زدن جمهوری اسلامی، مقاومت و جریان بیداری اسلامی است. بنابراین، هدف اصلی خود سوریه و عراق نیست. بحران‌آفرینی در سوریه و عراق، مقدمه‌ای برای بحران‌سازی در ایران و شکست جمهوری اسلامی بود. در واقع، اگر این گروه‌های تروریستی با کمک‌های مستشاری و شهدای مدافع حرم، در سوریه و عراق زمین‌گیر نمی‌شدند و شکست نمی‌خوردند، الآن باید با آنان در داخل ایران می‌جنگیدیم. آیا اگر پای این گروه‌های تروریستی به ایران باز می‌شد، آن کسانی که شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، سر می‌دادند، حاضر بودند با حضور در مناطق جنوب شرق، شمال غرب و حتی در دیگر استان‌های درگیر بحران، حضور پیدا کرده و جان خود را فدای ایران کنند؟ پاسخ روشن است؛ آنان چمدان سفر بسته، به نقاط امن در ایران یا دیگر کشورها کوچ می‌کردند. بنابراین جانبازان واقعی برای ایران اسلامی، همان‌هایی هستند که از حریم اهل‌بیت(ع) دفاع می‌کنند و با این دفاع به‌‌مثابه یک وظیفه دینی و اسلامی، امنیت ایران را نیز تأمین می‌نمایند.
بر اساس آنچه به اختصار آمد؛ باید بدانیم که کمک‌های جمهوری اسلامی ایران به مقاومت و حضور مستشاری در کشورهای منطقه، علاوه بر انجام یک تکلیف اسلامی و انقلابی در راستای کمک به ملت‌های مظلوم و کسانی که با نظام سلطه مبارزه می‌کنند، اقدامی هوشمندانه با یک سهم بسیار بالا و تعیین‌کننده، در تأمین امنیت ملی است(دکتر یدالله جوانی،بصیرت/ ۱۳ تیر ۱۳۹۵)

  • محمد مهدی دزفولیان
  • ۰
  • ۰


ایده‌ی حکومت اسلامی در نظریه‌ی ولایت‌فقیه پیش از انقلاب ارائه شده بود.امام به‌عنوان اندیشمند شیعه،تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت امام معصوم را ضروری و مشروع می‌دانستند.ایشان می‌فرمایند:«مذهب اسلام از هنگام ظهورش معترض نظام‌های حاکم در جامعه بوده و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است.»


تشکیل حکومت اسلامی یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مهم انقلابیون و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی از همان آغاز مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی بوده است. تبلور این اصل را می‌توان در سخنرانی‌های امام درپیش از انقلاب و در شعارهایی که مردم در مسیر مبارزه با رژیم شاهنشاهی سر می‌دادند، مشاهده نمود.

در این مسیر، علاوه بر اسلام‌گرایان که خواهان سقوط رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی بودند، سایر گروه‌ها و جریان‌های فکری، اعم از مارکسیست‌ها، مجاهدین و حتی سکولارها با مبارزه علیه رژیم، خواستار تحقق آرمان‌های انقلابی خود بودند. همین موضوع این شائبه را در ذهن گروهی از افراد ایجاد نموده که خواسته‌ی اصلی انقلابیون در وهله‌ی اول تنها مبارزه با رژیم پهلوی بوده است و مردم و رهبر انقلاب هیچ ایده‌ای در رابطه با شکل و ماهیت حکومت تا قبل از انقلاب نداشته‌اند و چنین اصلی تنها بعد از پیروزی انقلاب تحقق یافته است.
حال با توجه به این توضیحات، نوشته‌ی حاضر درصدد بررسی جایگاه و اهمیت حکومت اسلامی در میان مردم و رهبر انقلاب قبل از پیروزی انقلاب است. به عبارتی می‌توان این سؤال را مطرح نمود که تشکیل «نظام جمهوری اسلامی» قبل از پیروزی انقلاب تا چه حد مدنظر انقلابیون و رهبر انقلاب بوده است؟

نظریه‌ی امام (ره)

بدون اغراق، می‌توان گفت امام (ره) تنها اندیشمند سیاسی در جهان است که ابتدا نظریه‌ی منسجم سیاسی ارائه نموده و سپس آن نظریه را در قالب تشکیل حکومت با پشتوانه‌ی مردمی، عملیاتی کرده و نهایتاً رهبری و هدایت آن را برای مدتی برعهده داشته است. پروفسور ویلیام بیمان، از اساتید دانشگاه براون در آمریکا، در مورد امام می‌گوید: «ایشان در اوج ناباوری تحلیل‌گران بین‌المللی، با عقاید مذهبی که غرب آن‌ها را کهنه و قرون وسطایی می‌داشت، جهان را تکان داد.»[1]

امام (ره) مجال بیان تفکرات خود در زمینه‌ی حکومت اسلامی را داشته و البته در بیاناتشان نیز مشهود است. ایشان برای نخستین‌بار در کتاب «کشف‌الاسرار» نظریه‌ی حکومت اسلامی و نظارت فقیه بر امور سیاسی را مطرح نمودند. در دیدگاه امام (ره)، جمهوری شکل و اسلام ماهیت آن است: «جمهوری اسلامی به این معنی است که قانون کشور را قوانین اسلامی تشکیل می‌دهد، ولی فُرم حکومت اسلامی، جمهوری است.»[2] «شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است. جمهوری به معنی اینکه متکی بر آرای اکثریت است، برای اینکه متکی به قانون اسلام است.»[3]

ایشان نظریه‌ی خود را در پیش از انقلاب ارائه داده بودند و مردم از نظریات و مسیر فکری امام در دوران مبارزاتشان با رژیم شاه آگاه شده بودند. امام به‌عنوان اندیشمند شیعه، تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت امام معصوم را ضروری و مشروع می‌دانستند. ایشان می‌فرمایند: «مذهب اسلام از هنگام ظهورش معترض نظام‌های حاکم در جامعه بوده و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است.»[4]
امام به‌عنوان یک اندیشمند دینی-سیاسی، به این نکته رسیده بودند که در شیعه، پتانسیل ارائه‌ی یک الگوی سیاسی و یک نظریه‌ی سیاسی وجود دارد. تا پیش از انقلاب اسلامی، روحانیون رهبری مبارزات را برعهده می‌گرفتند و بعد از شکست یا پیروزی جنبش، حرکتی در جهت ورود به ساختار سیاسی در قالب تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلامی نمی‌کردند و در واقع، هدف تشکیل حکومت اسلامی را نداشتند، اما امام به پشتوانه‌ی حمایت مردم، این ایده را عملی نمودند.

در پیش از انقلاب، امام در دیدار ایرانیان مقیم لندن، سه مسئله را بیان نمودند: «یکی، نبودن محمدرضاخان و این سلسله؛ سلسله‌ی پهلوی و یکی، نبودن اصل رژیم سلطنتی و یکی هم استقرار حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی.»
نظریه‌ی ولایت‌فقیه، که در چارچوب نگاه شیعی تدوین شده است، دین را که در فرهنگ عمومی جامعه نهادینه شده و خارج از ساخت رسمی سیاسی قرار داشت، در قالب اسلام سیاسی و لزوم ادغام دین و سیاست و تشکیل حکومت اسلامی برجسته نمود. ایشان تأکید می‌کنند: «والله اسلام تمامش سیاست است.»[5] امام در واقع نهاد دین را که از قبل در جامعه وجود داشت و مردم زندگی خود را براساس اصول و احکام آن اداره می‌کردند، در یک ساختار علمی که همان نظریه‌ی ولایت‌فقیه بود، عرضه نمودند.

ماهیت اسلامی بودن حکومت در اندیشه‌ی امام (ره) جایگاه مهمی داشت تا جایی که «بحث‌های قابل توجهی از کتاب ولایت‌فقیه را به موضوع اسلام اختصاص داده بودند.»[6] در پیش از انقلاب، امام در دیدار ایرانیان مقیم لندن سه مسئله را بیان نمودند: «یکی، نبودن محمدرضاخان و این سلسله؛ سلسله‌ی پهلوی و یکی، نبودن اصل رژیم سلطنتی و یکی هم استقرار حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی.»[7] با بررسی این سه مسئله در سخنان امام، این نتیجه را می‌توان گرفت که ایده‌ی جمهوری اسلامی از پیش از انقلاب، جز اصلی نظریه‌ی ایشان را تشکیل می‌داده است.

نهادها در هر ملتی در طول تاریخ شکل می‌گیرند و تغییر و حذف آن‌ها تقریباً غیرممکن است. براساس مطالعات نهادگرایی، این موضوع اثبات شده است که مردم براساس هنجارها و ارزش‌های نهادهایی که از پیش وجود دارند رفتار می‌کنند و در جامعه‌ی ایران، نهاد دین این ویژگی را دارا بود. به همین دلیل، میل و اشتیاق مردم به اسلام و ارزش‌های اسلامی با پیگیری سیاست نوسازی و شبه‌مدرنیزاسیون توسط پهلوی که بدون توجه به فرهنگ داخلی و در راستای حذف نمادهای سنتی و ارزش‌های دینی نهادینه‌شده در مردم بود، افزایش یافت.

از سویی دیگر، نهاد روحانیت از گذشته‌ها در میان مردم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و مردم براساس احکام دین و با هم‌فکری و کمک نهاد روحانیت، امور زندگی خود همچون ازدواج، طلاق، تجارت و... را به انجام می‌رساندند. برخی علت اصلی و اساسی قیام مردم را کم‌رنگ شدن ارزش‌های دینی توسط حکومت پهلوی می‌دانند: «شاه درصدد برآمد که ارزش‌های مسلط جامعه را، که از مذهب و آیین آن سرچشمه گرفته بود، نابود کند.»[8] شاید از همین جهت است که فوکو می‌گوید: «انقلاب اسلامی روح یک جهان بی‌روح بود.»

آرمان‌های ملت

آرمان‌ها همواره به‌عنوان افق راه یک ملت حائز اهمیت‌اند. بررسی هرچند اجمالی شعارهای مطرح‌شده از سوی مردم در جریان انقلاب اسلامی، می‌تواند بیانگر اهداف و خواسته‌های آنان باشد. شعارها مشخص‌کننده‌ی دو نکته هستند: اول آنچه مردم آن را نمی‌خواهند که در این انقلاب مردم رژیم سلطنتی و محمدرضاشاه را نمی‌خواستند و دوم آن چیزهایی که مردم خواستار آن‌ها هستند و آن تشکیل حکومت جمهوری اسلامی است.

برای مردم، اسلام چراغ راه بود: «مردم راه اصلاح را در اسلام می‌دیدند و به آن اعتقاد کامل داشتند و به گفته‌ی فوکو، اسلام برای مردم مانند یک عهد و پیمان و نیز ضمانت‌نامه و تضمینی بود برای اینکه آنچه را که به‌وسیله‌ی آن می‌توانستند به‌گونه‌ای بنیادین ذات و شخصیت خود را متحول سازند، بیابند.»[9] زیرا اسلام توانسته بود «زبان گویای خواسته‌های سیاسی و اجتماعی شود که رژیم شاه نتوانسته بود آن‌ها را محقق سازد.»[10] بر این اساس بود که بعد از انقلاب، اسلام ایدئولوژی برتر شد و این خواسته در شعارهای مردم نمایان است. شعارهای مردم را در سه دسته می‌توان تقسیم نمود:

شعارهایی که نشان از بی‌میلی مردم به شاه و در واقع خواستار نبودن محمدرضاشاه هستند. شعارهای نظیر «مرگ بر شاه»، «تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود»، «شاه تو را می‌کشیم، به خاک‌وخون می‌کشیم»، «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد»، «ما طالب نابودی شاهیم، شورای سلطنت نمی‌خواهیم» و «شاه اگر آمریکا حامی و یاور توست، چوبه‌ی دار ملت منتظر سر توست» از سوی مردم، نشان‌دهنده‌ی خواسته‌ی آنان در نبودن کسی است که تا قبل از آن، سایه‌ی خدا بر روی زمین نامیده می‌شد. با این شعارها، هیبت شاهی شکسته شد و دیگر شاه سایه‌ی خدا محسوب نمی‌شد.

دسته‌ی دوم از شعارها نشان از نبودن رژیم سلطنتی دارند. بیان شعارهایی چون «نظام شاهنشاهی عامل هر فساد است”» و «کورش برخیز گندش درآمد، مشروطه‌ی سلطنتی عمرش سرآمد» از سوی مردم به این معنا بود که مردم حکومت موروثی و سلطنتی را نمی‌خواستند. مردم بیزار از وابستگی به غرب، خفقان، فساد، قدرت نامحدود و... در پی کسب آزادی‌های سیاسی بودند.

پیروزی هر انقلابی در گرو سه رکن است: ایدئولوژی قوی، رهبری، مردم. در انقلاب اسلامی، ایدئولوژی قوی اسلام بود که مورد پذیرش رهبری و مردم قرار داشت.
دسته‌ی سوم در پی استقرار حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی هستند. شعارهای مردم چون «جمهوری اسلامی ایجاد باید گردد»، «این کشور ویرانه آباد باید گردد»، «دوران سلطنت فناست، جمهوری اسلامی به‌پاست”»، «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، «برقرار باد جمهوری اسلامی”»، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، «دیروز اسارت، امروز انقلاب، فردا آزادی، دیروز سلطنت، امروز انقلاب، فردا جمهوری اسلامی”»، «جمهوری اسلامی آری، حکومت خودکامگان هرگز» و «برقرار باد جمهوری عدل اسلامی» نشان می‌دهد مردم خود خواستار شکل‌گیری حکومت جمهوری اسلامی بودند. با بررسی شعارهای مردم، می‌توان فهمید حکومتی که تشکیل شد خواست ملت بود.

نتیجه‌گیری

بدین‌سان با بررسی سخنان امام در پیش از انقلاب و شعارهای مردم در بحبوحه‌ی انقلاب، می‌توان نتیجه گرفت که ایده‌ی حکومت اسلامی در نظریه‌ی ولایت‌فقیه پیش از انقلاب ارائه شده بود؛ همان‌طور که ایشان می‌فرمایند: «این احکام که غایت آن‌ها اجرای حکومت است، مخصوص زمان پیامبر (ص) نبوده و طبق آیات شریفه، احکام اسلام محدود به زمان یا مکان نیست.»[11] و از سویی دیگر، بیشتر مردم خواستار این نوع حکومت بودند؛ چراکه در انتخابات 12 فروردین، اکثریت مردم به جمهوری اسلامی «آری» گفتند.

پیروزی هر انقلابی در گرو سه رکن است: ایدئولوژی قوی، رهبری، مردم. در انقلاب اسلامی ایدئولوژی قوی اسلام بود که مورد پذیرش رهبری و مردم قرار داشت و این مسئله در سخنان امام در قبل از انقلاب و شعارهای مردم در بحبوحه‌ی انقلاب به خوبی نشان از وحدت نظر اکثریت مردم و رهبری در مورد ایدئولوژی دارد. در واقع زبان مشترک امام و مردم اسلام بود و مردم از تقویم مذهبی برای بیان اعتراضات خود نسبت به عملکرد و سیاست‌های رژیم بهره می‌بردند.

منابع:
[1]. حاجتی، میر احمدرضا (1391)، عصر امام خمینی (ره)، انتشارات ولای منتظر (عج)، ص 28.
[2]. موسوی خمینی، روح‌الله (1376)، ولایت‌فقیه، تهران، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، ج 5، ص 240.
[3]. موسوی خمینی، روح‌الله (1358)، صحیفه‌ی نور، قم، مرکز نشر و آثار امام، ج 4، ص 1357.
[4]. _________ (1379)، صحیفه‌ی امام (سخنان، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شرعی و نامه‌ها)، تهران، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، نشر عروج، ج 5، ص 19.
[5]. موسوی خمینی، روح‌الله (1361)، صحیفه‌ی نور، تهران، انتشارات شرکت سهامی چاپخانه، وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، ج 1 و 5، ص 62.
[6]. درخشه، جلال (1388)، بازتفسیر مفاهیم دینی و تأثیر آن بر شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران، دانش سیاسی، سال پنجم، ص 87 تا 121.
[7]. صحیفه‌ی امام، همان، ج 5، ص 19.
[8]. محمدی، منوچهر (1360)، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چ اول، ص 88.
[9]. خرمشاد، محمدباقر (1377)، «فوکو و انقلاب اسلامی ایران، معنویت‌گرایی در سیاست»، پژوهشنامه‌ی متین «علوم اجتماعی»، شماره‌ی 1، ص 215.
[10]. زیباکلام، صادق (1384)، مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی، انتشارات روزنه، ص 115.
[11]. موسوی خمینی، روح‌الله (1391ق)، حکومت اسلامی، نجف، بی‌تا، ص 28.

* فریبا حیدری، پژوهشگر تاریخ معاصر/برهان ۱۳۹۵/۲/۱۴

  • محمد مهدی دزفولیان