نوعی از فمینیست وجود داشت که در آن خانواده گرایی سنتی به چشم می خورد؛
یعنی،در پی ارتقای زنانگی، مادری، خانواده و در واقع خانواده گرایی بود که
البته این به اصطلاح فمینیسم«اجتماعی» یا «خانگی» یا «مادرانه» توسط
فمینیستهای تندرو معاصر،به عنوان خیانت محکوم شده اند.اکثر زنان فعال حتی
تا دهه 1960 نیز با تلاش برای جبران عدم تعادل های سیاسی و اقتصادی و
اخلاقی جامعه آزاد با توجه داشتن به زنان و کودکان و در واقع کل واحد
خانواده موفق به کسب کامیابیهای فراوانی شدند.
در صورتیکه فمینیسم کنونی به عکس می کوشد جامعه را طوری بسازد که از زنان ،
بیرون از چارچوب خانواده حمایت کند(کودکان یا می توانند در مهدکودک ها
گذران زدگی کنند یا در خانه های دربسته تک و تنها به سر برند)، نتیجه آنکه
کودک بی پشتیبان باقی می ماند.
از همه مهم تر اینکه فمینیست های اولیه، برخلاف همتایان جدید خود به تفاوت
های میان زنان و مردان احترام می گذاشتند. آنها معتقد بودند طبیعت، پرورش
کودکان را بر عهده زنان گذاشته و دولت موظف است از وظیفه مادری حمایت کند.
آنها در زمینه ازدواج، زن و مرد را مکمل یکدیگر دانسته و هرگز برای اندیشه
حقوق برابر که از نظر آنها احمقانه و حقیقتا مخرب بود، جار و جنجال به پا
نمی کردند؛ اندیشه ای که بسیاری از زنان اروپایی چه آن زمان و چه اکنون، آن
را بطور کامل رد کرده اند.
منبع: کتاب جنگ علیه خانواده نوشته ویلیام گاردنر و به تلخیص معصومه محمدی